ارتباطات ميان فرهنگي در روابط ايران و تاجيكستان (با تاكيد بر نظريه سازه انگاري)

دكتر بهروز رئيسي   ص ۱۴۱

چکیده

عناصر هويتي و فرهنگي در جهان معاصر، از مولفه هاي اصلي شكل دهنده به مناسبات كنشگران سياست بين الملل است. نقش اين عوامل در مواردي حتي عوامل مادي و منفعت نگر را در روابط بين اللمل تحت تاثير خود قرار داده و آنها را كمرنگ مي سازد. ايران و تاجيكستان به عنوان دو ملت پيوسته به هم كه منشاء هويتي واحدي دارند نمونه بارزي از تاثير غالب عوامل هويتي و فرهنگي در مناسبات ميان كنشگران سياسي هستند.مبنا قراردادن نظريه هاي فرااثبات گراي روابط بين الملل بويژه سازه انگاري در خصوص مناسبات ايران و تاجيكستان به خوبي تاييدكننده مفروضات اساسي اين نظريه ها خواهد بود. عوامل و متغيرهاي هويتي و فرهنگي بخش غالب روابط ايران و تاجيكستان را شكل داده و بر عوامل مادي فائق آمده اند. بويژه كه از منظر نظريه هاي فرااثبات گرا روابط بين الملل، منافع كشورها صرفا ناظر بر منافع مادي و ابزاري نبوده و در تعاريف نوين، منافع هويتي و هستي شناختي بعضا اولويت و ارزش بيشتري براي كنشگران سياسي يافته است. البته در خصوص ميزان غلبه اين نگرش در مناسبات ايران و تاجيكستان در دوره هاي مختلف نوسان هايي نيز مشاهده مي شود.

واژگان کلیدی: هويت، سازه انگاري، فرهنگ، روابط فرهنگي، ايران، تاجيكستان، حوزه تمدني

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *